|
ساره و دغدغه ها... وا3 همه است ...
| ||
|
سلام داشتم توی وبلاگ دختر عمه ام می چرخیدم که به دوتا نوشته برخوردم ...واقعا وصف حال من همین هاست !! ****** احساسی گنگ ازارم میدهد دوستانم هر یک به بهانه ایی رفتند یکی عشق را بهانه کرد دیگری معرفت را حالادوستی ندارم دوستی که دوستم بدارد اسمان خیالم خالی است رویاهایم مرده اند و من متحیرم زندگی چیست ؟ ****** آهای آدمیان! ******
شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب،
من که می سوزم وپروانه ندارم چه کنم؟
****** واقعا قشنگ بودن مگه نه؟! امروز فوق العاده برام روز بدی بود به همین خاطر یه کم دپرسم و نمی تونم بنویسم ...طبق معمول شما به بزرگی خودتون ببخشید! از نظراتتون هم ممنونم! [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٦ ] [ ۳:۱۸ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....
بر سوادِ سنگفرش راه
توصیه می کنم حتما به این آدرس برید و آهنگی رو که بر اساس این شعر ساخته اند رو گوش بدین ...آهنگ قشنگیه ...http://www.parand.se/t-ebtehaj-jalad.htm [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ۸:٠٤ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....
شبگیر [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ۸:٠۳ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....
کیوان ستاره بود
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ۸:٠٢ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....
برای روزنبرگها [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ۸:٠۱ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....
مرثیۀ جنگل ای جنگل، ای پیر!
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ۸:٠٠ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم.... مرگِ دیگر
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٥۸ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....
بازگشت پرنده میداند [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٥٤ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم.... شادباش
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٥۳ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم.... تشویش
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٥٠ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم.... ای فردا
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٤٩ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم.... کاروان
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٤٧ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....
پردگی [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٤٦ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....
بوسه
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٤٥ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....
زمین
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٤۱ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام این سروده های زیبا آثار سایه است ...این آثار رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم.... آزادی [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:۳۸ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام امروز 26 اسفنده...و 4 روز مونده تا عید ....برای همه تون آرزوی سلامتی و کامیابی دارم...عیدتون مبارک...!! این هم عیدی تون : بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی شعر: شهیار قنبری
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٢٧ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام! بخونید اینو ...قشنگه! من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم.
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٤ ] [ ٦:٥۱ ب.ظ ] [ ساره ]
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٤ ] [ ٤:٠٢ ب.ظ ] [ ساره ]
خانمــی با همســــــرش گفــت اینچنیـــــن :
راستی مرسی از این که به یادم بودین و امیدوارم همچنان به یادم باشید ....بازم ممنون! [ ۱۳۸٩/۱٢/٢۳ ] [ ٧:٤٩ ب.ظ ] [ ساره ]
اینم شعریه که سایه خیلی دوس داره و البته من هم به تبع دوست دارم ...!
یکنفردر آب دارد می سپارد جان. یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید. آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن، آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا تواناییّ بهتر را پدید آرید، آن زمان که تنگ میبندید برکمرهاتان کمربند، در چه هنگامی بگویم من؟ یک نفر در آب دارد میکند بیهود جان قربان! آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید! نان به سفره،جامه تان بر تن؛ یک نفر در آب میخواند شما را. موج سنگین را به دست خسته میکوبد باز میدارد دهان با چشم از وحشت دریده سایههاتان را ز راه دور دیده آب را بلعیده درگود کبود و هر زمان بیتابش افزون میکند زین آبها بیرون گاه سر، گه پا. آی آدمها! او ز راه دور این کهنه جهان را باز میپاید، می زند فریاد و امّید کمک دارد آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید! موج میکوبد به روی ساحل خاموش پخش میگردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور میآید: -"آی آدمها"...
در صدای باد بانگ او رهاتر از میان آبهای دور و نزدیک باز در گوش این نداها: -"آی آدمها"... نیما یوشیج
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢۱ ] [ ٦:٤٠ ب.ظ ] [ ساره ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||