فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

 

کدومشون قشنگتره؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢۸ | ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام...

You came to me in that hour of need

When I was so lost, so lonely

You came to me, took my breath away

Showed me the right way, the way to lead

You filled my heart with love, showed me the light above

Now all I want is to be with you

You are my one true love, taught me to never judge

Now all I want is to be with you

allahuma salay alla saedeena mustafa

ala habibika nabeeka mustafa


You came to me in the time of despair

I called on you, you were there

Without you what would my life be

Not know the unseen?, the worlds between

For you I'd sacrifice, for you I'd give my life

Any thing just to be with you

I feel so lost at times of all the hurt and lies

Now all I want is to be with you


allahuma salay alla saedeena mustafa

ala habibika nabeeka mustafa


Showed me right from wrong

Told me to be strong

Need you more than ever ya rasulallah

You came to me in that hour of need

Need you more than ever ya rasulallah

You filled my heart with love, showed me the light above

Now all I want is to be with you

You are my one true love, taught me to never judge

Now all I want is to be with you


allahuma salay alla saedeena mustafa

ala habibika nabeeka mustafa

 

تو آمدی در اوج غمهام
صدات کردم، آنجا بودی

بدون تو معنای عمر چیست
وقتی ندانم اسراری از غیب

خواهم رضای تو،جانم فدای تو
دلم می خواد، که باشم با تو

خسته ام از دنیا،از این دو رنگی ها
فقط می خوام،که باشم با تو

اللهم صل علی سیدنا ، مصطفی علی حبیبک ، نبیک ، مصطفی

 

باحال بود نه؟

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٧ | ٢:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم 

الهم ادخل علی اهل القبور السرور
اللهم اغن کل فقیر اللهم اشبع کل جائع
اللهم اکس کل عریان اللهم اقض دین کلمدین
اللهم فرج عن کل مکروب الهم رد کل غریب
اللهم فک‎کل اسیر اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین
اللهم اشف کل مریض اللهم سد فقرنا بغناک
اللهم غیر سو حالنا بحسن حالک
اللهم اقض عناالدین و اغننا من الفقر
انک علی کل شی قدیر


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ماه رمضان


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٥ | ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم 

یا علی یا عظیم
یا غفور یا رحیم
انت‎الرب العظیم
الذی لیس کمثله شی و هوالسمیع البصیر
و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور
و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی 
و هو شهر رمضان الذی انزلت فیه القران
هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان
وجعلت فیه لیله‎القدر
وجعلتها خیرا من‎الف شهر
فیاذ المن ولایمن علیک
من علی بفکاک رقبتی من‎النار
فیمن تمن علیه
وادخلنی‎الجنه
برحمتک یا ارحم الراحمین. 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ماه رمضان


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٥ | ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

دعای سحر

خدایا از تو خواهم به درخشنده ترین مراتب

بِاَبْهاهُ وَکُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِبَهاَّئِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى

درخشندگیت با اینکه تمام مراتب آن درخشنده است خدایا درخواست کنم به همه مراتب درخشندگیت خدایا از

اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِهِ وَکُلُّ جَمالِکَ جَمیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ

تو خواهم به زیباترین مراتب جمالت با اینکه تمام مراتب جمالت زیبا است خدایا از تو خواهم

بِجَمالِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِاَجَلِّهِ وَکُلُّ جَلالِکَ

به همه مراتب جمالت خدایا از تو خواهم به باشکوهترین مراتب جلالت با اینکه تمام مراتب جلال تو

جَلیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ

باشکوه است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جلالت خدایا از تو خواهم به

عَظَمَتِکَ بِاَعْظَمِها وَکُلُّ عَظَمَتِکَ عَظَیمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ

بزرگترین مرتبه عظمتت با اینکه تمام مراتب عظمتت بزرگ است خدایا از تو خواهم

بِعَظَمَتِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُکَ مِنْ نُورِکَ بِاَنْوَرِهِ وَکُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ

به همه مراتب عظمتت خدایا از تو خواهم به نورانى ترین مراتب روشنیت با اینکه تمام مراتب روشنیت نورانى است

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ رَحْمَتِکَ

خدایا از تو خواهم به همه مراتب نورت خدایا از تو خواهم به وسیعترین مراتب رحمتت با اینکه تمام مراتب رحمتت

بِاَوْسَعِها وَکُلُّ رَحْمَتِکَ واسِعَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّها

وسیع است خدایا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَلِماتِکَ بِاَتَمِّها وَکُلُّ کَلِماتِکَ تاَّمَّةٌ اَللّهُمَّ

خدایا از تو خواهم به تمامترین کلمات (و سخنانت ) با اینکه همه سخنانت تمام است خدایا

اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَلِماتِکَ کُلِّهَا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَمالِکَ بِاَکْمَلِهِ

از تو خواهم به همه سخنانت خدایا از تو خواهم به کاملترین مرتبه کمالت با اینکه

وَکُلُّ کَمالِکَ کامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَمالِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى

تمام مراتب کمالت کامل است خدایا از تو خواهم به همه مراتب کمالت خدایا از تو

اَسْئَلُکَ مِنْ اَسماَّئِکَ بِاَکْبَرِها وَکُلُّ اَسْماَّئِکَ کَبیرَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ

خواهم به بزرگترین نامهایت با اینکه تمام نامهایت بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه

بِاَسْماَّئِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عِزَّتِکَ باَعَزِّها وَکُلُّ عِزَّتِکَ

نامهایت خدایا از تو خواهم به عزیزترین مقام عزتت گرچه همه مراتب عزتت

عَزیزَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ

عزیز است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عزتت خدایا از تو خواهم به حق گذراترین

مَشِیَّتِکَ بِاَمْضاها وَکُلُّ مَشِیَّتِکَ ماضِیَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ

مشیتت گرچه تمام مراتب مشیتت گذرا است خدایا از تو خواهم

کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ قُدْرَتِکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى

تمام مراتب مشیتت خدایا از تو خواهم به حق آن قدرتت که احاطه پیدا کردى بدان بر

کُلِّشَىْءٍ وَکُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطیلَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّها

هر چیز گرچه تمام مراتب قدرتت چنین است خدایا از تو خواهم به همه مراتب قدرتت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِاَنْفَذِهِ وَکُلُّ عِلْمِکَ نافِذٌ اَللّهُمَّ اِنّى

خدایا از تو خواهم به حق نافذترین مراتب دانشت گرچه تمام مراتب دانشت نافذ است خدایا از تو

اَسْئَلُکَ بِعِلْمِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ قَوْلِکَ بِاَرْضاهُ وَکُلُّ قَوْلِکَ

خواهم به تمام مراتب دانشت خدایا از تو خواهم به حق پسندیده ترین سخنانت با اینکه همه سخنانت

رَضِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ

پسندیده است خدایا از تو خواهم به حق همه سخنانت خدایا از تو خواهم به حق

مَساَّئِلِکَ بِاَحَبِّها اِلَیْکَ وَکُلُّ مَساَّئِلِکَ اِلَیْکَ حَبیبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ

محبوبترین خواسته هایت پیش تو گرچه همه خواسته هایت پیش تو محبوب است خدایا از تو خواهم به حق

بِمَساَّئِلِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ شَرَفِکَ بِاَشْرَفِهِ وَکُلُّ شَرَفِکَ

همه خواسته هایت خدایا از تو خواهم به حق شریفترین مراتب شرفت با اینکه تمام مراتب آن

شَریفٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ

شریف است خدایا از تو خواهم به همه مراتب شرفت خدایا از تو خواهم به حق

سُلْطانِکَ بِاَدْوَمِهِ وَکُلُّ سُلطانِکَ داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِسُلْطانِکَ

ابدى ترین مراتب سلطنت گرچه تمام مراتب سلطنتت جاویدان است خدایا از تو خواهم به حق تمام مراتب سلطنتت

کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مُلْکِکَ بِاَفْخَرِهِ وَکُلُّ مُلْکِکَ فاخِرٌ اَللّهُمَّ

خدایا از تو خواهم به حق گرانمایه ترین مراتب فرمانرواییت گرچه تمام مراتب فرمانرواییت گرانمایه است خدایا

اِنّى اَسْئَلُکَ بِمُلْکِکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ عُلُوِّکَ بِاَعْلاهُ وَکُلُّ

از تو خواهم به همه مراتب فرمانرواییت خدایا از تو خواهم به والاترین مقام بلندت گرچه همه

عُلُوِّکَ عالٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِعُلُوِّکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ

مراتب آن والاست خدایا از تو خواهم به همه مراتب بلندیت خدایا از تو خواهم به حق

مَنِّکَ بِاَقْدَمِهِ وَکُلُّ مَنِّکَ قَدیمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَنِّکَ کُلِّهِ اَللّهُمَّ

قدیمترین نعمتت گرچه همه نعمتهایت قدیم است خدایا از تو خواهم به حق نعمتهایت خدایا

اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ آیاتِکَ بِاَکْرَمِها وَکُلُّ آیاتِکَ کَریمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى

از تو خواهم به حق گرامى ترین آیاتت گرچه همه آیات تو گرامى است خدایا از تو

اَسْئَلُکَ بِآیاتِکَ کُلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِما اَنْتَ فیهِ مِنَ الشَّاْنِ

خواهم به حق همه آیاتت خدایا از تو خواهم بدانچه در آنى از شاءن

وَالْجَبَرُوتِ وَاَسْئَلُکَ بِکُلِّ شَاْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَها اَللّهُمَّ اِنّى

و مقام و بزرگى واز تو خواهم به هر شاءن و مقامى جدا و بهر بزرگى جداگانه خدایا از تو

اَسْئَلُکَ بِما تُجیبُنى [بِهِ] حینَ اَسْئَلُکَ فَاَجِبْنى یا اَللّهُ 

خواهم به آنچه اجابت کنى دعایم را هنگامى که از تو خواهم که اجابت کنى اى خدا  


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ماه رمضان


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٥ | ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام

این یه بنر وا3 بر و بچس سوم ب........قلبخجالتماچ

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٢ | ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام!

غروبم، مرگ ِ رو دوشم طلوعم کن تو می تونی

تمومم سایه می پوشم شروعم کن تو می تونی

شدم خورشید غرق خون میون مغرب دریا

منو با چشمای بازت ببر به تا مشرق رویا

دلم با هر تپش با هر شکستن تا نمی فهمه

که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه

چه راه هایی که رفتم تا که بفهمم جز تو راهی نیست

خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست

تو خوب سوختن رو می شناسی سکوت و از اونم بهتر

من آتیشم یه کاری کن نمونم زیر خاکستر

میخام مثه همون روزها که بارون بود و ابری شم

دوباره تو حریر تو مثه چشمات ابری شم

دلم با هر تپش با هر شکستن تا نمی فهمه

که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه

چه راه هایی رفتم تا که بفهمم جز تو راهی نیست

خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٢ | ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

 

حتما ادامه مطلب رو ببینید!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٢ | ٩:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

انشای دانش آموز کلاس دوم دبستان

 

ما حیوانات را خیلی‌ دوست داریم، بابایمان هم همینطور. ما هر روز در مورد حیوانات حرف

 می‌زنیم ، بابایمان هم همینطور. بابایمان همیشه وقتی‌ با ما حرف می زند از حیوانات هم یاد

 می‌کند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای

 تلوزیون؟ و هر وقت ما پول می خواهیم می گوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟

چند روز پیشا وقتی‌ ما با مامانمان و بابایمان می رفتیم خونه عمه زهرا اینا یک تاکسی داشت

 می زد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه

 کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته یابو، پیاده می شم همچین می زنمت که به خر

 بگی‌ زن دایی، بابایمان هم گفتبرو بینیم بابا جوجه و عین قرقی پرید پایین ولی‌ آقاهه از

 بابایمان خیلی‌ گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛

 مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟


ما تلوزیون را هم که خیلی‌ حیوان نشان می دهد دوست می داریم، البته علی‌ آقا شوهر خاله

 مان می گوید که تلوزیون فقط شده راز بقا، قدیما که همش گربه و کوسه نشون می داد، حالا

 هم که یا اون مارمولک‌ها رو نشون می ده یا این بوزینه رو که عین اسب واسه ملت خالی‌

می‌بنده. ما فکر می‌کنیم که منظور علی‌ آقا کارتون پینوکیو باشه چون هم توش گربه نره

داشت هم کوسه هم پینوکیو که دروغ می گفت.


فامیل های ما هم خیلی‌ حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی‌ منوچهر پسر خاله مان

 که رفت قاطی‌ مرغ ها، شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که ما با آن ها خیلی‌ بازی کردیم

ولی‌ بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی‌ ترسیدیم ولی‌

بابایمان گفت چند تا عروسی‌ برویم عادت می‌کنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و

گذاشتند شوهر خاله مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد. ما نفهمیدیم چطور دردشان

نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان یک فیلم دیدیم که دوتا آقا که هی‌ می گفتند الله اکبر

سر یک آقا رو که نمی گفت الله اکبر بریدند و اون آقاهه خیلی‌ دردش اومد. و ما تصمیم گرفتیم

 که همیشه بگیم الله اکبر که یک وقت کسی‌ سر ما را نبرد.ما نتیجه می گیریم که خیلی‌ خوب

 شد که ما در ایران به دنیا آمدیم تا بتونیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند

استفاده کنیم و آنها را در تلوزیون ببینیم در موردشان حرف بزنیم و عکس‌های آن ها را به دیوار

 بچسبانیم و به آن ها مهرورزی کنیم و نمی دانیم اگر در ایران به دنیا نیامده بودیم چه غلطی

 باید می کردیم...

خندهقهقههنیشخند

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٢ | ٩:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلامی دوباره

اینم یه لوگو وا3 وبلاگم....بر روی کلمه ی لوگو کلیک کنید!!شیطان


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢۱ | ۸:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام

خب بچه ها به سلامتی این سریال فاصله ها هم تموم شد ...این هم متن آهنگ قسمت آخر :

به من بفهمون کجای سرنوشتم
دارم می ر م جهنم یا راهی بهشتم
از این دوراهی دل خوشی ندارم
یا می خورم به پاییز، یا می رسه بهارم
مــِثــل ِ ابر ها همش تبعید می شم
با هیچ کوهی سر سازش ندارم
یه موجم که، با دریا قهر کرده
بدون تو، من آرامش، ندارم
گمت کردم، ولی غافل از اینکه
خدا با این بزرگی، گم نمی شه
مواظب بودی از، دستت نیفتم
هوامو داری و داشتی همیشه
دارم نابود می شم، دود می شم
بزار آتیش این دوری تموم شه
خودم دیدم همین نزدیکی هایی
نزار عمرم با جون کندن حروم شه 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢۱ | ٧:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام

بچه ها من توانستم!!!!!!!!!!!!!!نیشخندعینک شما می تونید برین به این سایت و آدرس وبلاگم رو در اونجا به طور کامل بنویسید ..بعدش پنجره باز می کنه و شما اول صفحه ی اول وبلاگ منو می بینید و بعدش یه پنجره در داخل همون صفحه باز میشه ....بعد ما می تونیم با همدیگه چت کنیم......


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/۱٩ | ٤:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

بچه ها سلام

از این به بعد اگه من آنلاین بودم می تونید صفحه رو کاملا پایین بیارید و با من صحبت کنید....خوبه؟!خیال باطلنظر هم یادتون نره...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: یاهو مسنجر!


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/۱۸ | ٤:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام

ببخشید یه مدت حالم اصلاً خوب نبود نتونستم آپ جدید بذارم...الان بهترم ولی خوب نشدم....خب خودتون رو اصلا نگران نکنین(حالا یکی نیست بگه کسی که نگران تو نمیشه...ناراحت) اینم یه متن دیگس که جدیدا نوشتم ..ایشاالله چند هفته ی آینده که حالم بهتر شد در مورد چیزای دیگه ای هم صحبت می کنیم....

**هر شب تنهایی**

هر شب تنهایی

 هر شب گریه

 هر شب اشک

 هر شب غم و اندوه

 هر شب بیداری

 هر شب من پر از تنهایی است

 تنهایی ای که با وجود هیچکس پر نشد

 هر شب من پر از درد است

 دردی که هیچ طبیبی درمان آن را نیافت

 هر شب من پر از ترس است

 ترسی که با هیچکس آرام نگرفت

 زندگی من قبرستانی است از شب های من

 از گریه های شبانه ام در تنهایی

 از درد هایی که در تنهایی کشیدم

 اما...

 در قبرستان زندگی من شمعی کوچک که آب شده همواره می سوزد

 اسمش امید است امیدی که در من مانده

 و من می ترسم از آن روزی که خاموش شود

 و قبرستان زندگی ام را برایم ترسناک تر کند...

 ...

آماده ی خوندن نظراتتون هستم...

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته های من


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/۱٧ | ٧:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام

بعد از مدت ها دوباره اومدم تا بهتون یه سری بزنم....مدتیه که من هی می گم آقا جان اینقدر در مورد فوتبال و علاقه مندی هاتون صحبت نکنید ...اما کو گوش شنوا ....؟! گفتم یه دونه قانون رو اینجا به اطلاعتون برسونم :

از این به بعد هر گونه پست بی ربط و مربوط به فوتبال اسپم محسوب شده و بلافاصله حذف خواهد شد.

با تشکر

*مدیریت وبلاگ*


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قانون!


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/۱۳ | ٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام 

اینم اون متنی که قولش رو بهتون داده بودم..فقط یه شرط داره بهم نخندینا...!!نگران

رنگ شب، کنار ستاره ها بی حرف مرده است...کلاغ به پر و بالش می نگرد و می بیند آنچه را آرزو داشته ..رنگ شب روی پر هایش دیگر مرده است...مادرم برخاست....چادر مشکی اش را بر سر کرد... اما....رنگ شب مرده بود بر روی چادر مادر من....پدرم خود را در آینه نگاه کرد ....او جوان است ...اما...رنگ شب بر روی موهای پدرم مرده است...مداد رنگی سیاه ام را برداشتم...خواستم نقاشی بکشم...اما رنگ شب درون مداد رنگی ام مرده است...صدایی آشنا می شنوم...صدای پرستوست اما صدایش دیگر آن صدای همیشگی نیست...به حیاط رفتم و او را دیدم...اما...رنگ شب بر روی بال هایش مرده است...تصمیمم را گرفتم و برخاستم خوب اطرافم را دیدم و گفتم: آه دیگر رنگ شب، کنار ستاره ها ، بی حرف مرده است!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مرگ رنگ , دل نوشته های من


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٧ | ۸:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

اینقدر حواسم پرته که یادم رفت امروز عیده..........خنده میخواستم عید نیمه شعبان رو به همه ی شما تبریک بگم ...و بگم التماس دعا....

اینم چند تا پیامک...:

- چه جمعه‌ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نیامدی 
خلیل آتشین سخن؛ تبر به دوش بت شکن 
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی 

- تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نیامدی

- وعده‏ دیدار نزدیک است ‏یاران مژده باد روز وصلش می‏رسد، ایام هجران می‏رود

- دامن پر از ستاره کنم شب ز اشک چشم چون بنگرم به ماه و کنم یاد روی تو 

- محض یار مهربان آن مونس و آرام جان *** ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان


- کوری اگر ز عیسی چشمش بشد سلامت *** بر جمله درد عالم مهدی بود شفایی 


- ای منتظر، غمگین مباش قدری تحمل بیشتر *** گردی به پا شد از افق گویا سواری می‌رسد


- آقا!
قنوت سبز نمازم به التماس در آمد *** چه می‌شود که مرا خیری از دعای تو باشد 

 

باز هم می گم عیدتون مبارک و التماس دعا....چشمک


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٥ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()


 الا ای خاطرات باغ سمپاد                   تورا هرگز نخواهم برد از یاد

     تو را یاد است روزی کودکی را            گلی نشکفته در کوچکی را

     تو امروز و تو فردایش تو بودی            و آری اوج رؤیایش تو بودی

     کتابش قصه های آب و بابا                 نشان از کودکی از شور و غوغا 

     تو از او کودکی هایش ستاندی           تو شبنم را به سیمایش نشاندی 

     از او آب و از او بابا گرفتی                  از او خواب و از او رؤیا گرفتی 

     به او گفتی که فردای تو کنکور            نباشی یک نفس از این هدف دور 

     بخوان تا بینهایت تا بمیری                    سپس تستی بزن تا جان بگیری

     مخش را قدر مطلق بود زندان             میان حد و مشتق بود حیران

     وجودش در پس تابع فنا گشت            شب و روزش پی دنباله ها گشت

     هنوز اندر پی OH بازی                        ببیند هر نفس کابوس رازی

     هنوز مبهوت ساختار لوویس است        شعاع e ؟؟! به دنبال کولیز است

     همه خواب اش کپک های نوراسپر        همه RNA و فسفو دی استر

     همه ژن رونویسی mRNA                    همه کشف عجایب در DNA

     به روی خط راست حرکت نمی کرد        مسائل را به خوبی حل نمی کرد

     شتابان در شتابش سیر دادی               به سوی بینهایت میل دادی 

     به او موج و کوانتوم یاد دادی                و او را بی هوا بر باد دادی 

     الا ای خاطرات باغ سمپاد                      ببین حالا تو را چون است در یاد

     اگر علم فراوان یاد دادی                       اگر مر کودکی برباد دادی 

     ولی باز آرزوهامان تو بودی                    تمام کودکی هامان تو بودی 

     تمام شور فصل امتحانات                       تمام قصه های خوب سمپاد 

     تمام اشک ها لبخندهامان                      همه غوغای سرد نمره هامان 

     فرار از امتحان با داد و فریاد                   سپردن گوش جان بر درس استاد

     و با تو کودکی هامان همین بود              همین شور و نشاط و بچگی بود

     بدان در یادهامان سیر داری                   بدان تا بینهایت میل داری 

     الا ای خاطرات باغ سمپاد                      تو را هرگز نخواهم برد از یاد

                                                                شعر از خانم عطیه اکبری
                                                                          فارغ التحصیل  سمپاد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خاطرات باغ سمپاد!!!!!!!!


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٥ | ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

دوباره سال وماه و روزی از نو/دوباره روز از نو و روزی از نو
خونه به خونه زندگی در زده/یکی یکی به آدما سر زده
تو چشم سبزه کوی دنیا حرفه/رو گونه هاش گریه ی شوق برف
برای رقص باد و برگ و بارون/ترانه خونده جنگل و بیابون
عید اومده دوباره بهاره آی بهاره/آخر انتظار بهاره آی بهاره
شبیه قلب روشنه ستاره/دله زمین این روزا بیقراره
همین روزا وقتشه که دوباره/رخت زمستونیشو در بیاره
روزا می ره فرصتا رو می بره/بخندی و گریه کنی می گذره
غصه نخور شادی رو مهمونی کن/شادی کن و غصه رو زندونی کن
گذشته ها گذشته رفته و برنگشته/آخر انتظاره............
رو به خودت چشم و دلا رو وا کن/روز و شب مارو تو روبه راه کن
خدایا حاله ما رو خوب می دونی/بهتر از این کن که خودت می تونی 

 

 

همراه عشق و آرزو خاتون رنج و آبرو

  بشکن سکوت صبرتو احساستو با من بگو

  با من بگو وقتی که من درگیر ایثار تو ام

 وقتی که آزادم ولی بازم گرفتار تو ام

 خوابای من طوفانیه از موجهای انفجار

 آرامش دریای من قلبمو تا ساحل بیار

 بال فرشته س دست تو محرم ترین مرهم تویی

 حتی اگه نبینمت بازم میفهمم تویی

 چیزی نمیخوام آدما از حرف خستم بس کنید

 من هر قراری داشتم با عشق بستم بس کنید

 بی ادعای خوب من تاوان عشقت سخت بود

 زخمی ترین مرد زمین باصبر تو خوشبخت بود

 همراه عشق و آرزو خاتون رنج و آبرو

  بشکن سکوت صبرتو احساستو با من بگو

 با من بگو وقتی که من درگیر ایثار تو ام

 وقتی که آزادم ولی بازم گرفتار تو ام

اینم چند تای دیگه....اگه آهنگ های دیگه ای رو هم خواستین بگین تا بذارم...

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٥ | ٩:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٥ | ٩:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام بر دوستای گلم....حالتون چه طوره؟

این مطلبی که میخوام الان واستون بذارم حرفای خودمه! البته نه در مورد خودم در مورد موبایل و اینترنت....حتما از خودتون میپرسین چرا یه همچین مطلبی میخواد بنویسه ؟؟!!در جواب باید بگم که من داشتم دنبال یه آپ به دردبخور می گشتم که ناگهان چشمم افتاد به تلویزیون خب تلویزیون هم روشن بود دیگه....داشت یه تبلیغ می ذاشت در مورد چی؟! موبایل ایرانی جی ال ایکس....خوشمزه منم چون خیلی بچه ی باهوشی هستم زود متوجه کمکی که خدا برای نوشتن این مطلب کرده بود رو گرفتم !! 

خب حالا بریم سر اصل مطلب اول از موبایل شروع می کنم:

می خوام همین اول یه چیز رو روشن کنم برای ما توی این سن موبایل واقعا چیز مزخرفیه! می پرسین چرا؟ خب بهتون می گم چرا .چون اولا ما کار ضروری با موبایل نداریم! دوما با استفاده از بلوتوث ممکنه به دام سودجویان بیفتیم.! سوما ممکنه با استفاده از بلوتوث به فساد و فحشا بیفتیم...چهارما کاملا ما رو از مسیر زندگیمون منحرف می کنه ...پنجما تمام فکرمون میشه موبایل ! ششما در زمان مدارس مدام وسوسه میشیم که ببریمش مدرسه ...و اگر اونو از ما بگیرن دیگه بدبخت میشیم....

خب دستم درد گرفت از بس اول و دوم نوشتم....نمی دونم این داستان شنیدین یا نه ام می گم...یه روز دو تا دختر توی اتوبوس نشسته بودن و برای اینکه عکس هاشون رو برای همدیگه بفرستند بلوتوثشون رو روشن می کنن از بد روزگار توی اون اتوبوس یه آقای هکر بوده و موبایل اونا رو هک می کنه و تمام عکس های اونا رو بر می داره و بعدش هم از اونا پول درخواست می کنهو آخرش رو خودتون حدس بزنید....دلیل دیگه ای که وجود داره اینه که آدم رو وسوسه می کنه تا به گناه بیفته مثلا اینترنت اگه داشته باشه ممکنه هر لحظه آدم رو به سمت خودش بکشونه و ما رو از زندگی بندازه...ولی بیشترین اثر رو در زمان مدرسه داره چون فرد سرش گرم موبایل میشه از درس و زندگیش عقب می مونه....

یه مثال خوب براتون می زنم مبی خودمون مگه موبایل نداره؟! خب این بچه میذاره موبایلش خاک بخوره چرا؟ چون به دردش نمی خوره....حالا اگه یه وقت خدای ناکرده مثلا توی زبان سرا موبایل رو ازش بدزدند تازه یه دردسر و بدبختی هم بهش اضافه می شه....تازه حتی اگر با موبایل حرف هم نزنی پول آبونمانش ماه به ماه میاد حدود 3000 تومن...یا مثلا الی که موبایل خریده اینم تا دو روز دیگه به همین درد مبتلا میشه البته اگه تا قبلش با این کاراش دچار مشکل و دردسر نشه....

باز هم اگه با حرفای من قانع نشدید اشکالی نداره ازم بپرسین جوابتون رو می دم ..راستی در مورد اینترنت دفعه ی آینده صحبت می کنیم چون واقعا دستم درد گرفته...توی این فاصله هر مطلبی که در مورد اینترنت به نظرتون رسید برام بگین....

پس بای تا های...بامن حرف نزن


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٥ | ۸:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام بچه ها....بهتر بگم : دوستان ...چه خبر؟چه حال؟چه احوال؟(اینو تازه یاد گرفتم...چشمک)

چی کارا می کنید؟دیگه سری هم به ما نمی زنید...نگران می دونم که دارین برای کنکور می خونید ولی خب نمیشه حالا یه سری هم به ما بزنید؟! ما درس نخونا دلمون میگیره ....گریه می کنیم...به هر حال از شوخی گذشته واقعا ممنونم که میاین و مطالب مسخره و مزخرف منو می خونید....من اگه جای شما بودم اصلا وقتم رو صرف خوندن این اراجیف نمی کردم...(حالا چون شمایید بخونید ...نرید یه هو پشت سرتون رو هم نگاه نکنید..!!)

ایشاالله چند وقت دیگه نتایج میاد و همه ی شما که قبول بودین از قبل قبول میشین...!!!!!!!!!!!!!هیپنوتیزم(چی گفتم؟!) بعدشم از 20 شهریور میرین مدرسه منم صبر می کنم تا 1 مهر تا هنرستان ها باز بشن....

راستی من یه متن نوشتم می خواستم ببینم شما دوست دارین براتون بذارمش؟

بچه ها یه سوال دیگه چرا وبلاگمون بخش نظراتش نمیاد ....یکی به این شادی تلفن کنه رمز ورود رو ازش بگیره تا خودمون یکم بهش برسیم....

خب دیگه حال تایپ کردنم تموم شد...برید سر درس و مقشاتون ....کاری باری؟!اینم از جمله ی معروفم:بای تا های.!بامن حرف نزن

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/۳ | ٩:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

نظرتون در مورد قالب جدید و موسیقی چیه؟ متفکرسوال....?!?!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢ | ٧:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.