1 رادیکال رفته ندیده فرجه اش.............خریده توان برای بچه اش
2 فرجه ی بچه ی او زوج نبود..............از قضا،توان او فرد نبود توان = توانه خریداری شده توسط رادیکال او= بچه
3 اون زمان که بچه اش توان رو دید..........یه هویی یه آهی از تهش کشید ته= مجازا ته دل
4 با غمی از ته دل رو به پدر...............گفت اینگونه برای من نخر
5 من میخام از زیر این،در بروم...........مثله یه قابلمه ی شیر،بشینم سر بروم! این = ضمیر جانشین اسم(علامت رادیکال)
پدر خطاب به خود :
6 دوست دارم برم براش ریشه بگیرم.................برای پنجره مون شیشه بگیرم
7 از توان ، تنفرم زیاد شده......................ریشه شون مثله یه حزب باد شده.
8 خاک به سر ،رفته رسونده به توان...........قیافش شده مثله همون بچه خران(جمع خر)