سلامی به گرمی تابستون ( البته از نوع بندری اش )

چه حال چه احوال ؟ ما نبودیم خوش گذشت بهتون ؟! می دونم که خوش گذشت ! چون از دست یه دیوونه ی بیکار راحت بودین ! به هر حال ما هم چند روزی رفتیم پا بوس امام رضا (ع) (!!!) و دیگه دیگه ...!! جای همه ی شما خالی مخصوصا سایه ی عزیز که واقعا جاش خالی بود ! امیدوارم تابستون خوبی رو شروع کرده باشین و اگه کارنامه هاتون هنوز به دستتون نرسیده براتون آرزوی نمره های 20 رو دارم البته اگه هم بهتون رسیده امیدوارم بتونید خیلی خیلی آروم و یواش به والدین محترم و مکرم اطلاع بدین طوری که نه سیخ بسوزه نه کباب !! البته همیشه کباب ( در اینجا کباب ما هستیم !!‌) مهم تر از سیخه !! می فهمین که ؟! خب دیگه چه خبر ؟ کیا قراره برن مسافرت ؟ کیا قراره بیان خونه تون ؟ کیا قراره با کلاس های مختلف خودشون رو به کشتن بدن ؟ ...اصلا بگذریم اینا به من چه ربطی داره ؟ مگه من فضول مردمم ؟!

ام ....! خب چی بگم ؟! موضوع ندارم ! فکر کنم فقط اومده بودم یه ابراز وجودی کرده باشم ..همین نه ؟ دفعه ی بعد بهم بگین درباره ی چی حرف بزنم که اینقدر سر در گم  نشم ...باشه ؟ قبوله ؟

خب پس فعلا ...کاری باری ؟ بای !بای بای


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گفت و گو با هم


تاريخ : ۱۳٩٠/۳/٢٢ | ۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.