سلام

ببخشید یه مدت حالم اصلاً خوب نبود نتونستم آپ جدید بذارم...الان بهترم ولی خوب نشدم....خب خودتون رو اصلا نگران نکنین(حالا یکی نیست بگه کسی که نگران تو نمیشه...ناراحت) اینم یه متن دیگس که جدیدا نوشتم ..ایشاالله چند هفته ی آینده که حالم بهتر شد در مورد چیزای دیگه ای هم صحبت می کنیم....

**هر شب تنهایی**

هر شب تنهایی

 هر شب گریه

 هر شب اشک

 هر شب غم و اندوه

 هر شب بیداری

 هر شب من پر از تنهایی است

 تنهایی ای که با وجود هیچکس پر نشد

 هر شب من پر از درد است

 دردی که هیچ طبیبی درمان آن را نیافت

 هر شب من پر از ترس است

 ترسی که با هیچکس آرام نگرفت

 زندگی من قبرستانی است از شب های من

 از گریه های شبانه ام در تنهایی

 از درد هایی که در تنهایی کشیدم

 اما...

 در قبرستان زندگی من شمعی کوچک که آب شده همواره می سوزد

 اسمش امید است امیدی که در من مانده

 و من می ترسم از آن روزی که خاموش شود

 و قبرستان زندگی ام را برایم ترسناک تر کند...

 ...

آماده ی خوندن نظراتتون هستم...

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دل نوشته های من


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/۱٧ | ٧:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.