اینم از متن آهنگی که من تمام امسال می خوندم....

متن ترانه:

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی


دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی 


به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ 


بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ 


من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده 


از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده 


میخام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره 


سر راه بهشت من درخت سیب می کاره 


چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه 


خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه 


چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته 


کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته 


دلم پیر و پریشونه یه کاری کن جوون باشم 


پرنده بودن آسونه کمک کن آسمون باشم 


تا الان هیچ گنجشکی نگفته من قفس میخام 


آهای دنیا خفه م کردی ولم کن من نفس میخام 


خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه 


از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه 

این دیگه عالی بود....میدونم؟!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱٦ | ۸:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.