سلام 

این سروده ی زیبا اثر معروف فریدون مشیری است ...این شعر رو به دوست عزیزم سایه تقدیم می کنم....

خوش‌ به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌باز

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک،
آسمانِ آبی و ابر سپید،
برگ‌های سبز بید،
عطر نرگس، رفص باد،
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست

نرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار
خوش به‌حالِ روزگار

خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به‌حالِ دختر میخک که می‌خندد به ناز

خوش به‌حالِ جام لبریز از شراب
خوش به‌حالِ آفتاب

ای دلِ من گرچه در این روزگار
جامۀ رنگین نمی‌پوشی به کام
بادۀ رنگین نمی‌بینی به‌ جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تُهی‌ست
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای‌ دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ
هفت‌رنگش می‌شود هفتاد رنگ

فریدون مشیری
از مجموعۀ «ابر و کوچه»

**********

راستی میتونین به این سایت برید و این شعر رو با صدای خوانندگان مختلف از جمله استاد محمدرضا شجریان بشنوید :

http://www.parand.se/tr-moshiri-bahar.htm


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۳ | ٤:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()
داری بی همسفر میری مسیراشتباهاتو ،
غباربی کسی پوشوند تموم رد پاهاتو 

بیا برگردیم اون روزاماکه همدیگه رو داریم ،

کی گفته آخر خطیم کی گفته آخر کاریم 

تو دستاتو تکون میدی ، همینجا آخر راهه 
داریم از هم جدامیشیم ،داریم میریم تو بیراهه 
میترسیدم از امروزی که تو قلب کسی جا شی 
دارم فرداتو می بینم ، محاله با کسی باشی 

داری از اول جاده ، دو راهی رو نشون می دی 
از این لحظه جدا میشیم ، تو دستاتو تکون میدی 
حالا من موندم و سایم ، که از تنهایی بغ کرده 
منو نقطه ی پایان ، که دنیامو قرق کرده 
تو دستاتو تکون میدی ، همینجا آخر راهه 
داریم از هم جدامیشیم ،داریم میریم تو بیراهه 
میترسیدم از امروزی که تو قلب کسی جا شی 
دارم فرداتو می بینم ، محاله با کسی باشی 
تو دستاتو تکون میدی ، همینجا آخر راهه .......

نگران

این سری از شعراش منو یاد پارسال می اندازه و واقعا برام گریه آوره !!

گریه


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱٠ | ٧:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()
تو نیستی که ببینی  

چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست 

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست 

چگونه جای تو در جان زندگی سبز است 

هنوز پنجره باز است  

تو از بلندای ایوان به باغ می نگری  

درختها و چمن ها و شمعدانی ها  

به آن ترنم شیرین، به آن تبسم مهر  

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند 

 

تمام گنجشکان  

که در نبودن تو  

مرا به باد ملامت گرفته اند، 

تو را با نام صدا می کنند  

هنوز نقش تو را از فراز گنبد کاج 

کنار باغچه، 

زیر درختها،  

لب حوض 

درون آئینه ی پاک آب می نگرند 

 

تو نیستی که ببینی، چگونه پیچیده ست 

طنین شعر نگاه تو در ترانه ی من  

تو نیستی که ببینی، چگونه می گردد  

نسیم روح تو در باغ بی جوانه ی من  

 

چه نیمه شبها، کز پاره های ابر سپید  

به روح لوح سپهر 

تو را، چنان که دلم خواسته است، ساخته ام 

چه  نیمه شبها وقتی که ابر بازیگر  

هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر 

به چشم هم زدنی  

میان آن همه صورت، تو را شناخته ام 

 

به خواب می ماند  

تنها،‌به خواب می ماند  

چراغ، آئینه، دیوار، بی تو غمگینند 

تو نیستی که ببینی  

چگونه با دیوار  

به مهربانی یک دوست،‌از تو می گویم  

تو نیستی که ببینی، چگونه از دیوار جواب می شنوم 

 

تو نیستی که ببینی، چگونه، دور از تو 

به روی هر چه درین خانه است 

غبار سربی اندوه، بال گسترده ست 

تو نیستی که ببینی، دل رمیده ی من  

به جز تو، یاد همه چیز را رها کرده است 

 

غروب های غریب 

در این رواق نیاز 

پرنده ی ساکت و غمگین  

ستاره بیمارست 

دو چشم خسته ی من  

در این امید عبث  

دو شمع سوخته جان همیشه بیدارست 

تو نیستی که ببینی !‌ 


× فریدون مشیری ×
 

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فریدون مشیری , اشعار


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱۳ | ٩:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام...

You came to me in that hour of need

When I was so lost, so lonely

You came to me, took my breath away

Showed me the right way, the way to lead

You filled my heart with love, showed me the light above

Now all I want is to be with you

You are my one true love, taught me to never judge

Now all I want is to be with you

allahuma salay alla saedeena mustafa

ala habibika nabeeka mustafa


You came to me in the time of despair

I called on you, you were there

Without you what would my life be

Not know the unseen?, the worlds between

For you I'd sacrifice, for you I'd give my life

Any thing just to be with you

I feel so lost at times of all the hurt and lies

Now all I want is to be with you


allahuma salay alla saedeena mustafa

ala habibika nabeeka mustafa


Showed me right from wrong

Told me to be strong

Need you more than ever ya rasulallah

You came to me in that hour of need

Need you more than ever ya rasulallah

You filled my heart with love, showed me the light above

Now all I want is to be with you

You are my one true love, taught me to never judge

Now all I want is to be with you


allahuma salay alla saedeena mustafa

ala habibika nabeeka mustafa

 

تو آمدی در اوج غمهام
صدات کردم، آنجا بودی

بدون تو معنای عمر چیست
وقتی ندانم اسراری از غیب

خواهم رضای تو،جانم فدای تو
دلم می خواد، که باشم با تو

خسته ام از دنیا،از این دو رنگی ها
فقط می خوام،که باشم با تو

اللهم صل علی سیدنا ، مصطفی علی حبیبک ، نبیک ، مصطفی

 

باحال بود نه؟

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٧ | ٢:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام!

غروبم، مرگ ِ رو دوشم طلوعم کن تو می تونی

تمومم سایه می پوشم شروعم کن تو می تونی

شدم خورشید غرق خون میون مغرب دریا

منو با چشمای بازت ببر به تا مشرق رویا

دلم با هر تپش با هر شکستن تا نمی فهمه

که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه

چه راه هایی که رفتم تا که بفهمم جز تو راهی نیست

خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست

تو خوب سوختن رو می شناسی سکوت و از اونم بهتر

من آتیشم یه کاری کن نمونم زیر خاکستر

میخام مثه همون روزها که بارون بود و ابری شم

دوباره تو حریر تو مثه چشمات ابری شم

دلم با هر تپش با هر شکستن تا نمی فهمه

که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه

چه راه هایی رفتم تا که بفهمم جز تو راهی نیست

خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢٢ | ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام

خب بچه ها به سلامتی این سریال فاصله ها هم تموم شد ...این هم متن آهنگ قسمت آخر :

به من بفهمون کجای سرنوشتم
دارم می ر م جهنم یا راهی بهشتم
از این دوراهی دل خوشی ندارم
یا می خورم به پاییز، یا می رسه بهارم
مــِثــل ِ ابر ها همش تبعید می شم
با هیچ کوهی سر سازش ندارم
یه موجم که، با دریا قهر کرده
بدون تو، من آرامش، ندارم
گمت کردم، ولی غافل از اینکه
خدا با این بزرگی، گم نمی شه
مواظب بودی از، دستت نیفتم
هوامو داری و داشتی همیشه
دارم نابود می شم، دود می شم
بزار آتیش این دوری تموم شه
خودم دیدم همین نزدیکی هایی
نزار عمرم با جون کندن حروم شه 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢۱ | ٧:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

دوباره سال وماه و روزی از نو/دوباره روز از نو و روزی از نو
خونه به خونه زندگی در زده/یکی یکی به آدما سر زده
تو چشم سبزه کوی دنیا حرفه/رو گونه هاش گریه ی شوق برف
برای رقص باد و برگ و بارون/ترانه خونده جنگل و بیابون
عید اومده دوباره بهاره آی بهاره/آخر انتظار بهاره آی بهاره
شبیه قلب روشنه ستاره/دله زمین این روزا بیقراره
همین روزا وقتشه که دوباره/رخت زمستونیشو در بیاره
روزا می ره فرصتا رو می بره/بخندی و گریه کنی می گذره
غصه نخور شادی رو مهمونی کن/شادی کن و غصه رو زندونی کن
گذشته ها گذشته رفته و برنگشته/آخر انتظاره............
رو به خودت چشم و دلا رو وا کن/روز و شب مارو تو روبه راه کن
خدایا حاله ما رو خوب می دونی/بهتر از این کن که خودت می تونی 

 

 

همراه عشق و آرزو خاتون رنج و آبرو

  بشکن سکوت صبرتو احساستو با من بگو

  با من بگو وقتی که من درگیر ایثار تو ام

 وقتی که آزادم ولی بازم گرفتار تو ام

 خوابای من طوفانیه از موجهای انفجار

 آرامش دریای من قلبمو تا ساحل بیار

 بال فرشته س دست تو محرم ترین مرهم تویی

 حتی اگه نبینمت بازم میفهمم تویی

 چیزی نمیخوام آدما از حرف خستم بس کنید

 من هر قراری داشتم با عشق بستم بس کنید

 بی ادعای خوب من تاوان عشقت سخت بود

 زخمی ترین مرد زمین باصبر تو خوشبخت بود

 همراه عشق و آرزو خاتون رنج و آبرو

  بشکن سکوت صبرتو احساستو با من بگو

 با من بگو وقتی که من درگیر ایثار تو ام

 وقتی که آزادم ولی بازم گرفتار تو ام

اینم چند تای دیگه....اگه آهنگ های دیگه ای رو هم خواستین بگین تا بذارم...

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٥ | ٩:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٥ | ٩:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

اینم از متن آهنگی که من تمام امسال می خوندم....

متن ترانه:

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی


دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی 


به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ 


بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ 


من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده 


از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده 


میخام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره 


سر راه بهشت من درخت سیب می کاره 


چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه 


خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه 


چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته 


کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته 


دلم پیر و پریشونه یه کاری کن جوون باشم 


پرنده بودن آسونه کمک کن آسمون باشم 


تا الان هیچ گنجشکی نگفته من قفس میخام 


آهای دنیا خفه م کردی ولم کن من نفس میخام 


خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه 


از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه 

این دیگه عالی بود....میدونم؟!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱٦ | ۸:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

 آهنگ زیبای تو نزدیکی از بهنام صفوی ، علی اصحابی و فرزاد فرزین که در سال ۸۹ در ویژه برنامه شبکه ۳ سیما اجرا شده است... 

تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن
تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه
کسی که پای هفت سینت یه عمر سیب می چینه
کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه
تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه
تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه
کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه
تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه
تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم
تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن
تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه
کسی که پای هفت سینت یه عمر سیب می چینه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم می گه تو نزدیکی به این خونه
تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تمام سال بیدارم 

این هم جالب بود مگه نه ؟!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱٦ | ۸:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

سلام

می خوام براتون متن آهنگ فاصله ها رو بذارم ...خودم که واقعا به آهنگش علاقه مندم...

اگه فاصله افتاده

اگه من با خودم سردم

تو کاری بادلم کردی

که فکرشم نمی کردم

چه آسون دل بریدی 

از دلی که پای تو گیره

که از این بدترم باشی

واسه تو نفسش می ره

نمی ترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه

همیشه لحظه ی آخر خدا نزدیکتر میشه

تو رو دست خودش دادم که از حالم خبر داره

که حتی از تو چشماشو یه لحظه بر نمی داره

تو امید منی اما

داری از دست من می ری

با دستای خودت داری

همه هستیمو می گیری

دعا کردم تو رو بازم

با چشمی که نخوابیده

مگه میذاره دلتنگی 

مگه گریه امون میده

مریضم کرده تنهایی

ببین حالم پریشونه

من اونقدر اشک می ریزم 

که برگردی به این خونه

حسابش رفته از دستم 

شبایی رو که بیدارم

شاید از گریه خوابم برد

درا(درها) رو باز می ذارم 

من خیلی از این آهنگ خوشم اومده شما چی ؟

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اشعار


تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱٦ | ٩:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.