نظر یک ریاضیدان در باره زن و مرد (فوق العاده جالب)

اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1 
اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10
اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100
اگر دارای (اصل و نسب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000
ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت .

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

سلام

مطلب بالا رو امروز یه هو بهش برخورد کردم دیدم جالبه گفتم براتون بذارم !! جدا از این مطلب لازم دونستم دوباره برای این که فصل الختامی باشه برای سخنان گذشته بحث سایه رو به سرانجام برسونم !!!

تعدادی از شما بر این عقیده هستید که سایه تغییر کرده ، قبول ... عده ای از شما منو در این ماجرا مقصر می دونید ، قبول ... عده ای از شما معتقدید که من سایه رو نمی شناسم و باید اون رو به حال خودش رها کنم ، قبول ... بعضی از شما فکر می کنید که من دست روی دست گذاشتم و هیچ کاری برای سایه نکردم ، قبول ...ولی آیا شما از حال من هم خبر دارین ؟! آیا شما توی اون دوماه که حال سایه اصلا خوب نبود سراغی از سایه گرفتین ؟! آیا کسی اومد که حتی بدون این که از موضوع خبر داشته باشه بهش دلداری بده ؟! آیا کسی از شما با تمام وجود تلاشش رو کرد تا سایه رو از اون وضعیت در بیاره ؟! آیا شما از کارهایی که من براش انجام دادم باخبر بودین ؟! آیا این بی انصافی نیست که من رو مقصر بدونید ؟! به هر حال من گله ای از شما ندارم ! متاسفم که نمی تونم کل ماجرا رو براتون تعریف کنم ...اگه می تونستم و براتون می گن مطمئنم که نظراتتون در مورد این ماجرا و به خصوص من متفاوت تر بود ... به هر حال شاید اگه من هم جای شما می بودم همین حرف ها رو می زدم ... فقط الان بدونید که حال سایه خوب شده و شده همون سایه ی قبلی البته همونطور که گفتم یه کم عاقلتر شده ... دیگه لزومی نداره که نگرانش باشین ...فقط یه خواهشی ازتون دارم : اگه میشه هر بار که نمازی می خونید یا با خداتون خلوتی می کنید حتما منو دعا کنید چون این روزا خیلی بهش احتیاج دارم ....ممنون میشم اگه از خدا بخواین که بهم صبر بده ... صبری که بتونم ....ناراحتنگرانگریه

اشکام دیگه نمذارن که مانیتور رو خوب ببینم ....پس تا بعد !بامن حرف نزن


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: لطیفه های ریاضی , دل نوشته های من


تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱۱ | ٥:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()

توپ قرمز پلاستیکی

توپ قرمزی را به ریاضی دان ، فیزیک دان و مهندسی می دهند تا حجم آن را تعیین کنند.
ریاضی دان شعاع آن را با خط کش محاسبه می کند.
فیزیک دان توپ را در یک ظرف مدرج آب می اندازد و...
مهندس بعداز کمی فکر:"برم ببینم می تونم جدول حجم توپ های قرمز را پیدا کنم".

 تحقیق در تاریکی

ریاضی دان،فیزیک دان وزیست شناسی برای هدف های تحقیقاتی در اتاقی تاریک زندانی شدند.بعد از یک هفته اتاق را باز کردند.
زیست شناس گفت:"حوصله ام سر رفت یک قوطی را پیدا کردم و به زمین زدم،...."
فیزیک دان:"اتاق را گشتم تا تصویری از هندسه ی اتاق دستم آمد،آن گاه یک استوانه ی فلزی را در عرض 2 و طول 1 پیدا کردم ، با سرعت لازم و به طور عمودی به زمین زدم...."
در نهایت وقتی در سوم را باز کردند صدای ضعیفی به گوش رسید"فرض می کنیم که C یک قوطی کنسرو باز شده است..."

 تعریف

"پی " چیست؟
ریاضی دان:" نسبت محیط دایره به قطر آن است"
فیزیک دان:" برابر است با : 1415927/3 مثبت یا منفی"

مهندس:" تقریبا" 3 است".

 اعداد اول 

از یک ریاضی دان ، مهندس و فیزیک دان می خواهند تا بررسی کنند آیا تمام اعداد فرد اولند.
ریاضی دان می گوید:3 اول است ، 5 اول است ،7 اول است ولی 9 اول نیست.پس یک مثال نقض داریم و قضیه درست نیست.
مهندس می گوید: 3 اول است ، 5 اول است ، 7 اول است ، 9 اول است ، 11 اول است.خوب همه ی اعداد فرد اول هستند.
فیزیک دان می گوید: 3 اول است،5 اول است،7 اول است،9 خطای آزمایش است ،11 اول است و خوب با دقتی که داریم ، می توانیم بگوییم همه ی اعداد فرد اولند.

چهار تا مهندس برق، مکانیک، شیمی و کامپیوتر با یه ماشین در حال مسافرت بودن که یهو ماشین خراب میشه. خاموش میکنه و دیگه هر چی استارت میزنن روشن نمیشه. میگن آخه یعنی چی شده؟!
مهندس برقه میگه: احتمالاً مشکل از مدارها و اتصالاتو سیم کشی هاشه. یکی از اینا یه ایرادی پیدا کرده.
مهندس مکانیکه میگه: نه بابا، مشکل از سیستم انتقال قدرته، به احتمال زیاد خار موشکی گیربکس از بین رفته.
مهندس شیمیه میگه: نه، ایراد از روغن موتوره. سر وقت عوض نشده، اون حالت روان کنندگیشو از دست داده.
در اینجا میبینن مهندس کامپیوتره ساکته و هیچ چی نمیگه. بهش میگن: تو چی میگی؟ مشکل از کجاست؟ چیکارش کنیم درست شه؟
مهندس کامپیوتره یه فکری می کنه و میگه: نمیدونم، ولی بنظرم پیاده شیم، سوار شیم شاید درست بشه!!!

لازم به ذکره اصولا این ایده مهندس کامپیوترا جواب هم میده! نیشخند  


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: لطیفه های ریاضی


تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢٠ | ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ساره | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.