|
ساره و دغدغه ها... وا3 همه است ...
| ||
|
سلام
می دونم که خیلی خیلی دیر اومدم ولی به هر حال اومدم تا به همگی بگم : عیدتون مبارک ....! خب من واقعا از همگی معذرت می خوام که اینقدر دیر اومدم و متاسفانه زود هم باید برم چون توی این مدت هیچی درس نخوندم و به دلیل مسافرت طولانی مدت ام باید به کارهای عقب افتاده ام رسیدگی کنم ! سال خوبی رو براتون آرزو می کنم ! بای [ ۱۳٩۱/۱/٧ ] [ ٧:٤٢ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام! دیروز این خبر تقریبا ساعتای 11 شب به دست ما رسید و موجب شادمانی تمامی دانش آموزان شد ! مخصوصا دوم ریاضی و تجربی فرزانگان که از دو امتحان ادبیات و فیزیک جان سالم به در بردند ... البته خدا هفته ی دیگه رو به خیر کنه !!!به هر حال فقط اومدم که بگم اگه مدرسه تون تعطیل نشد ...بسوزین !!
خب دیگه من برم ! تا بعد ! [ ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ ] [ ٧:۳۱ ق.ظ ] [ ساره ]
سلام اومدم فقط بگم که سایه رفت ...فکر می کنم اگه هواپیماشون سر ساعت پرواز کرده باشه الآن یه نیم ساعتی هست که تو هواپیما هستن ... همین دیگه ! فقط امیدوارم که هر چه زودتر برگرده ... اگه هم نخواست که برگرده حداقل اونجا بهش خیلی خوش بگذره ...
فعلا باید برم ! بازم میام ! بای !
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ ] [ ۱٠:٥٦ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام بالاخره امتحانات ترم اول هم به هر بدبختی که بود و با همه خوب و بدش تموم شد ... امروز هم جای شما خالی 5 برگه ی امتحانی به دستمون رسید ( شامل 4 برگه ی امتحان ترم ریاضی ، زبان انگلیسی ، آمار و مدل سازی و هندسه و 1 فقره (!!) برگه ی امتحان زبان انگلیسی ) ... چیزی که کاملا مشخصه اینه که نمرات ما ( ذکر می کنم که ما تیزهوشان درس می خونیم ) زیاد جالب نیست مخصوصا اینکه امسال معلمان گرامی به دلایلی با ما لج افتاده و به هر بهانه ای نمرات هنگفتی را از ما کسر می کنند ! به هر حال این موضوع باعث افتخار ماست که معدلمون از 18 بالاتره ... ( یعنی به قول خانوم حسن زاده امیدواریم که اینطور باشد ... خب فقط اومده بودم که بازم بگم زنده ام و هنوز نفس می کشم ...امیدوارم امتحان های ترم شما بهتر از ما بوده باشه ...ان شاء الله !!! [ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ٥:٥٤ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام امروز به خاطر درخواست های فراوان و بیشمار دوستان مجبور شدم که داستان روز شنبه و ایضا یکشنبه ی دوم تجربی ها رو براتون تعریف کنم ... روز شنبه ما طبق معمول فیزیک داشتیم و زنگ اول رو به خوبی و خوشی گذروندیم ... زنگ دوم تجربی ها فیزیک داشتن و بعد از خوردن زنگ تفریح با قیافه های در هم تجربی ها مواجه شدیم و خبر دار شدیم که طفلکی ها امتحان فیزیک دادن( !!! ) و خیلی ها -0- شدن و بیشترین نمره هم 0.5 بوده ...خلاصه در همین زمان بود که بچه های خلاق دوم ریاضی دست به کار شدن و شایعه ای ساختن در سطح بارسلونا !! و اون این بود که ما هم زنگ سوم امتحان دادیم و بالاترین نمره مون هم 1.25 بوده و اصلا هم -0- نداشتیم !!خلاصه تا فردای اون روز تجربی ها تا تونستن آتیش گرفتن و سوختن !!!! البته اخر هم ما نفهمیدیم که کی ماجرا رو لو داده ولی به هر حال از خودمون نبوده !! خلاقیت ما به حدی بود که حتی با دبیر فیزیک هم هماهنگی های لازم رو انجام دادیم البته مشکلاتی هم بود ولی خب چون تجربی ها یه کوچول کم درک و فهم تر از ریاضی ها هستند متوجه این تناقض ها نشدن ... و فردای اون روز جزء باحالترین روزامون شد .... ***زنده باد دوم ریاضی***
[ ۱۳٩٠/۸/٢٤ ] [ ۱۱:٥٧ ق.ظ ] [ ساره ]
سلام فکر می کنم که خیلی خیلی وقته که سر نزده بودم ... به هر حال به خاطر این که نگرانم نشین (!!!) و برام غصه نخورین گفتم بیام و مثل همیشه ابراز وجود کنم !! این روزا درس و مشق امونمون رو بریده و وقت سر خاروندن رو هم نداریم ... خب دیگه همین قد بسه !! امیدوارم بازم بتونم بیام و بهتون سر بزنم ...تا بعد !! [ ۱۳٩٠/۸/۱ ] [ ۳:۱٧ ب.ظ ] [ ساره ]
سلو ...... ووم ! خوبین ؟ چه حال ؟ چه احوال ؟ مامان اینا بابااینا و... خوبن ؟! خب خدا رو شکر ما هم خوبیم !! خب فکر می کنم که دارم چرند و پرند می گم ! خیلی خیلی حوصله ام سر رفته بود گفتم یه آپ جدید کنم ! شما که ناراحت نیستین !؟راستی چه خبر از مدرسه هامون ؟ کسی نرفته ثبت نام کنه ؟! بابا داریم از بی خبری می میریم!! نه از شما ها بخاری بلند نمیشه ! ایشاالله فردا سایه میاد وبلاگ یه رونقی می گیره !! خب دیگه چی باید بگم ؟! یه موضوعی چیزی بگین دیگه !! اگه حوصله داشتم مطلب های توپ براتون می ذاشتم ولی حیف که اصلا حوصله ندارم ... راستی تانیا و فاطمه ! برین ایمیل تون رو چک کنید براتون ایمیل فرستادم ...خب حالا چون خیلی گناه دارین براتون چند تا عکس باحال میذارم شاد بشین ...البته عکسای ماه رمضون اند ...
خب دیگه بسه !! امیدوارم همون قدری که برای من جالب بودن برای شما هم جالب بوده باشن !! تا بعد !
ادامه مطلب یادتون نره !! ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/٦/٦ ] [ ۱٠:٠۳ ق.ظ ] [ ساره ]
سلامی به گرمی تابستون ( البته از نوع بندری اش ) چه حال چه احوال ؟ ما نبودیم خوش گذشت بهتون ؟! می دونم که خوش گذشت ! چون از دست یه دیوونه ی بیکار راحت بودین ! به هر حال ما هم چند روزی رفتیم پا بوس امام رضا (ع) (!!!) و دیگه دیگه ...!! جای همه ی شما خالی مخصوصا سایه ی عزیز که واقعا جاش خالی بود ! امیدوارم تابستون خوبی رو شروع کرده باشین و اگه کارنامه هاتون هنوز به دستتون نرسیده براتون آرزوی نمره های 20 رو دارم البته اگه هم بهتون رسیده امیدوارم بتونید خیلی خیلی آروم و یواش به والدین محترم و مکرم اطلاع بدین طوری که نه سیخ بسوزه نه کباب !! البته همیشه کباب ( در اینجا کباب ما هستیم !!) مهم تر از سیخه !! می فهمین که ؟! خب دیگه چه خبر ؟ کیا قراره برن مسافرت ؟ کیا قراره بیان خونه تون ؟ کیا قراره با کلاس های مختلف خودشون رو به کشتن بدن ؟ ...اصلا بگذریم اینا به من چه ربطی داره ؟ مگه من فضول مردمم ؟! ام ....! خب چی بگم ؟! موضوع ندارم ! فکر کنم فقط اومده بودم یه ابراز وجودی کرده باشم ..همین نه ؟ دفعه ی بعد بهم بگین درباره ی چی حرف بزنم که اینقدر سر در گم نشم ...باشه ؟ قبوله ؟ خب پس فعلا ...کاری باری ؟ بای ! [ ۱۳٩٠/۳/٢٢ ] [ ۱:٥٤ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام خوبین ؟ من که حالم نا کوکه !!!!!هر معلمی که میاد یه امتحان وا3 خودش معین می کنه...خب فقط اومده بودم یه ابراز وجودی کرده باشم و امیدوارم شما مثل من نشین و توی درساتون همیشه موفق باشین...بای [ ۱۳۸٩/٧/٧ ] [ ۸:٠٥ ب.ظ ] [ ساره ]
سلام من برگشتم ! خیلی خیلی دلم تنگ شده بود...فردا هم میخوام برم مدرسه خواستم شروع مدارس رو بهتون تسلیت بگم....... [ ۱۳۸٩/٦/۳۱ ] [ ۸:٠٠ ب.ظ ] [ ساره ]
درود ببخشید که قالب قشنگی نذاشتم آخه دارم میرم مسافرت یه مدت نیستم ...حلالم کنید...وقتی اومدم یه قالب قشنگ میذارم فعلا با آهنگ جدید حال کنید...!!!!!!! [ ۱۳۸٩/٦/٢۱ ] [ ۱٠:٥۱ ب.ظ ] [ ساره ]
[ ۱۳۸٩/٥/٢۸ ] [ ۱٠:۱٢ ق.ظ ] [ ساره ]
سلام این یه بنر وا3 بر و بچس سوم ب........
[ ۱۳۸٩/٥/٢٢ ] [ ۱٠:۱٧ ب.ظ ] [ ساره ]
[ ۱۳۸٩/٥/٢٢ ] [ ٩:٠٧ ق.ظ ] [ ساره ]
سلامی دوباره اینم یه لوگو وا3 وبلاگم....بر روی کلمه ی لوگو کلیک کنید!! [ ۱۳۸٩/٥/٢۱ ] [ ۸:۱٢ ق.ظ ] [ ساره ]
سلام بچه ها من توانستم!!!!!!!!!!!!!! [ ۱۳۸٩/٥/۱٩ ] [ ٤:٥٧ ب.ظ ] [ ساره ]
اینقدر حواسم پرته که یادم رفت امروز عیده.......... اینم چند تا پیامک...: - چه جمعهها که یک به یک غروب شد نیامدی - محض یار مهربان آن مونس و آرام جان *** ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان
باز هم می گم عیدتون مبارک و التماس دعا.... [ ۱۳۸٩/٥/٥ ] [ ۱٠:۳٥ ق.ظ ] [ ساره ]
سلام بر دوستای گلم....حالتون چه طوره؟ این مطلبی که میخوام الان واستون بذارم حرفای خودمه! البته نه در مورد خودم در مورد موبایل و اینترنت....حتما از خودتون میپرسین چرا یه همچین مطلبی میخواد بنویسه ؟؟!!در جواب باید بگم که من داشتم دنبال یه آپ به دردبخور می گشتم که ناگهان چشمم افتاد به تلویزیون خب تلویزیون هم روشن بود دیگه....داشت یه تبلیغ می ذاشت در مورد چی؟! موبایل ایرانی جی ال ایکس.... خب حالا بریم سر اصل مطلب اول از موبایل شروع می کنم: می خوام همین اول یه چیز رو روشن کنم برای ما توی این سن موبایل واقعا چیز مزخرفیه! می پرسین چرا؟ خب بهتون می گم چرا .چون اولا ما کار ضروری با موبایل نداریم! دوما با استفاده از بلوتوث ممکنه به دام سودجویان بیفتیم.! سوما ممکنه با استفاده از بلوتوث به فساد و فحشا بیفتیم...چهارما کاملا ما رو از مسیر زندگیمون منحرف می کنه ...پنجما تمام فکرمون میشه موبایل ! ششما در زمان مدارس مدام وسوسه میشیم که ببریمش مدرسه ...و اگر اونو از ما بگیرن دیگه بدبخت میشیم.... خب دستم درد گرفت از بس اول و دوم نوشتم....نمی دونم این داستان شنیدین یا نه ام می گم...یه روز دو تا دختر توی اتوبوس نشسته بودن و برای اینکه عکس هاشون رو برای همدیگه بفرستند بلوتوثشون رو روشن می کنن از بد روزگار توی اون اتوبوس یه آقای هکر بوده و موبایل اونا رو هک می کنه و تمام عکس های اونا رو بر می داره و بعدش هم از اونا پول درخواست می کنهو آخرش رو خودتون حدس بزنید....دلیل دیگه ای که وجود داره اینه که آدم رو وسوسه می کنه تا به گناه بیفته مثلا اینترنت اگه داشته باشه ممکنه هر لحظه آدم رو به سمت خودش بکشونه و ما رو از زندگی بندازه...ولی بیشترین اثر رو در زمان مدرسه داره چون فرد سرش گرم موبایل میشه از درس و زندگیش عقب می مونه.... یه مثال خوب براتون می زنم مبی خودمون مگه موبایل نداره؟! خب این بچه میذاره موبایلش خاک بخوره چرا؟ چون به دردش نمی خوره....حالا اگه یه وقت خدای ناکرده مثلا توی زبان سرا موبایل رو ازش بدزدند تازه یه دردسر و بدبختی هم بهش اضافه می شه....تازه حتی اگر با موبایل حرف هم نزنی پول آبونمانش ماه به ماه میاد حدود 3000 تومن...یا مثلا الی که موبایل خریده اینم تا دو روز دیگه به همین درد مبتلا میشه البته اگه تا قبلش با این کاراش دچار مشکل و دردسر نشه.... باز هم اگه با حرفای من قانع نشدید اشکالی نداره ازم بپرسین جوابتون رو می دم ..راستی در مورد اینترنت دفعه ی آینده صحبت می کنیم چون واقعا دستم درد گرفته...توی این فاصله هر مطلبی که در مورد اینترنت به نظرتون رسید برام بگین.... پس بای تا های... [ ۱۳۸٩/٥/٥ ] [ ۸:٤۳ ق.ظ ] [ ساره ]
سلام بچه ها....بهتر بگم : دوستان ...چه خبر؟چه حال؟چه احوال؟(اینو تازه یاد گرفتم... چی کارا می کنید؟دیگه سری هم به ما نمی زنید... ایشاالله چند وقت دیگه نتایج میاد و همه ی شما که قبول بودین از قبل قبول میشین...!!!!!!!!!!!!! راستی من یه متن نوشتم می خواستم ببینم شما دوست دارین براتون بذارمش؟ بچه ها یه سوال دیگه چرا وبلاگمون بخش نظراتش نمیاد ....یکی به این شادی تلفن کنه رمز ورود رو ازش بگیره تا خودمون یکم بهش برسیم.... خب دیگه حال تایپ کردنم تموم شد...برید سر درس و مقشاتون ....کاری باری؟!اینم از جمله ی معروفم:بای تا های.!
[ ۱۳۸٩/٥/۳ ] [ ٩:۳٠ ق.ظ ] [ ساره ]
نظرتون در مورد قالب جدید و موسیقی چیه؟ [ ۱۳۸٩/٥/٢ ] [ ٧:۱۳ ب.ظ ] [ ساره ]
خب اول سلام !!! می خواستم یه لطفی در حقم کنید ........از قدیم گفتن انتقاد انتقاد رمز پیروزی!! [ ۱۳۸٩/٤/٢٠ ] [ ۸:٥٧ ق.ظ ] [ ساره ]
نی هاو (یا :هو ) بر تمامی دوستان اول باید بگم نی هاو در کشور هان به معنی سلام است البته می دونم که همتون فیلم امپراطور بادها رو می بینید و در نتیجه این لغت رو هم بلد بودید ولی خب به هر حال تکرار باعث میشه که آدم مطالب رو بهتر به خاطر بسپاره!خب چه خبر؟ چی کارا می کنین؟سمپادی ها که همشون (البته استثناء داره:خودم!) الآن دارن مثل....می خونن(ببخشید منظورم این بود که خیلی می خونن!)....به هر حال اسم تیزهوش روشونه دیگه ...خب بگذریم نتایج رو هنوز ندادن ولی فردا و پس فردا هم به احتمال زیاد نمی دن...!چرا؟ خب معلومه چون فردا و پس فردا هم تعطیله....!(شدم مثل هشت پای آلمانی ها!) خوبه والا ...انگار ما کنکور سراسری دادیم که حالا اینقدر آبغوره می گیریم...حالا تیزهوشان نشد می ریم نمونه ...نمونه نشد می ریم دانشگاه ...دانشگاه نشد می ریم علی یاس ...علی یاس نشد می ریم آیت الله صدر ...و این داستان ادامه دارد قسمت های بعدی را هفته ی آینده ببینید...!ببخشید اشتباه شد ...اعصابم خورده هی کانالم عوض میشه! داشتم چی میگفتم؟آهان!یادم اومد...!خلاصه در این شهر درندشت یه مدرسه پیدا میشه که ما ( منظورم خودمم ..به خودتون نگیرید! به قول معروف:"شما ها که قبولید!") بریم توش( به کلمه ی آخر توجه کنید تقصیر من نیست شادی منو حساس کرده نسبت به این کلمه!نمی دونم چرا؟!) مگه نه؟!حالا چه دولتی چه نیمه دولتی و چه غیر انتفاعی والا توی کنکور نمی گن:از کدوم مدرسه ای؟ می گن:بلدی؟چیزی بارت هست؟حالا تو از دهات اطراف قلی آباد کتال هم به دنیا اومده باشی با یه بچه تهرونی که توی ناف شمال تهرون به دنیا اومده فرقی نداری!!پس اصلاً خودت رو ناراحت نکن..اوا!! اصلاٌ من چرا دارم این حرفا رو به شما بچه درسخونا می زنم ؟! شماها که قبولی!ما باید یه فکری به حال خودمون بکنی....راستی می خواستم یه سؤالی ازتون بپرسم:به نظرتون توی وبلاگ چه چیزایی بذارم(منظورم اینه که چه مطالبی رو بذارم؟)؟علمی؟ فرهنگی؟اجتماعی؟سیاسی؟ورزشی؟جمعی؟متفرقه؟ شرعی؟مذهبی؟اخلاقی؟عرفانی؟درسی؟ غیر درسی؟ غیر شرعی؟ غیر اخلاقی ؟غیر ورزشی؟وای! یکی جلوی منو بگیره...الآنه که کیبورد منفجر بشه...آخیش ...داشتم دیوونه میشدم...خب فکر کنم آپم از یه خورده بیشتر شد....اشکالی نداره مگه نه؟!می دونستم که اشکالی نداره....به هر حال از لطفتون ممنونم که می یاین و مزخرفات منو می خونید البته بین خودمون باشه ها ولی واقعا می خونید؟!خب معلومه :نه....!! پ.ن :در قسمت قلی آباد کتال فکر نکنید که بنده بلد نبودم بنویسم...نه! می خواستم خدای ناکرده به کسی توهین نکرده باشم!! [ ۱۳۸٩/٤/۱٩ ] [ ۳:٤٠ ب.ظ ] [ ساره ]
راستی دوستان یه چند تا سؤال ازتون داشتم...1. نظرتون در مورد قالب وبلاگم چیه؟ 2. من چه جوری باید ساعت و تقویم و موزیک بذارم ؟می دونم که باید کد بگیرم ولی وقتی کد رو وارد می کنم به جای اینکه مثلا ساعت بیاره مینویسه کد ساعت....! [ ۱۳۸٩/٤/۱٦ ] [ ۸:٥۸ ق.ظ ] [ ساره ]
خب ...بازم سلام! می دونم که این وبلاگ رو کسی نمی خونه !ولی خب حالا چون ممکنه من یه روزی معروف بشم پس توی این وبلاگ براتون می نویسم....همه این رو می دونن که فعلا ما جزو سمپادی ها هستیم ....حالا معلوم نیست که بتونیم توی این مدرسه بمونیم یا نه ؟!آخه ما سال سوم هستیم ....یعنی بهتره بگم : بودیم... [ ۱۳۸٩/٤/۱٦ ] [ ۸:۱٤ ق.ظ ] [ ساره ]
باسلام به تمامی کسانی که به وبلاگ من اومدن و اینجا رو منور فرمودند.... اول از همه باید خودم رو معرفی کنم ...اهم اهم ....میکروفون روشنه؟! ...خب باسلام ! بنده ساره هستم حالا بماند که فامیلم چیه و خونمون کجاست و شماره شناسنامه ام چنده و..... [ ۱۳۸٩/٤/۱٥ ] [ ٤:٢٩ ب.ظ ] [ ساره ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||