*شعر چین*

*شعر چین*

زشت است اینکه گیره سر از چین بیاوریم

کبریت های بی خطر از چین بیاوریم
 
آورده ایم هرچه شما فکر می کنید
 
چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم
 
هرچند توی کشور ایران زیاد هست
 
ما می رویم گورخر از چین بیاوریم
 
آورده ایم ما نمک از ساحل غنا
 
پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم
 
هی نیش می زنند و عسل هم نمی دهند
 
زنبورهای کارگر از چین بیاوریم
 
حالا که خشگلان همه رقاص گشته اند
 
صد واجب است شاه فنر از چین بیاوریم
 
خشکیده است پس بدهینش به روسیه
 
دریای خشگل خزر از چین بیاوریم
 
تا اینکه جمعیت دو برابر شود سریع
 
باید که دختر و پسر از چین بیاوریم
 
حالا که نیست کار بزان پای کوفتن
 
ما می رویم گاو نر از چین بیاوریم
 
یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند
 
باید گدا و دربه در از چین بیاوریم
 
گویند سرّ عشق نگویید و نشنوید
 
ما می رویم لال و کر از چین بیاوریم
 
سعید بیابانکی

 

شعر قشنگی بود گفتم وا3 شما هم بنویسمش !!

/ 7 نظر / 16 بازدید
سارینا

اااااااا مگه میشه ساره تو فقط من رو میشناسی درسته؟ ایش این مریم هم که؟ ساره مگه چه فکری کردم مگه تو وقط زیادی نمیاری راستی من نظرم در باره سایه اینه که اون در طول سال تقریبا درس رو بیخیال میشه و در آخر سال شروع میکنه مثل یک شیر به درس خوندن شب امتحان

سارینا

چقدر شعر جالبی بود

maryam

اووووووووووووه!!!نه بابا!!!ساره غیرتی میشود!!(شوخی کردم)[نیشخند] راستی نمی دونستم سایه بهترین دوستته[تعجب] راستی شعر خیلی باحال بود،بیابانکی جدید گفته؟[سوال]

maryam

سارینا دلبندم وقت،نه وقط[نیشخند]

سارینا

حالا مریم هرچی وقت یا وقط سلام یا صلام خوبی یا جوبی چه فرقی داره مهم نیته آدمه بنی آدم اعضای خویش ساره جان واقعا خیلی بنده شرمنده ام خوب حالا شما چرا ناراحت میشی یک چیزی گفتم من شما ببخشید (البته صاخبش ببخشه) خوب من که اون حرف رو زدم اصلا قضاوتی در مورد سایه نکردم چون من سالها پیش میدونستم که قضاوت چه معنایه بدی میتونه داشته باشه حتی تو پارسال هم سایه این رو به من یاد داد راستی بحث از سایه شده سایه کجاست که نمیبینمش؟حالش خوبه؟ البته که ساره خانوم شما خیلی لطف دارین که میاین نت و از وقت استراحتی که خدا و شما میدونه چقدر ارزش داره میزنی میای نت واقعا پس الان وقت استراحتته که داری این رو میخونی پس جاشه بهت یک خسته نباشید توپ بگم مریم جان یک دوست واثعی باید برا دوستاش غیرت نشون بده حالا الان یک جمله ای هست یادم نمیاد بعد ختما برات یک جمله ای مینیویسم هی نگی شوخی کردم و................

سارینا

باشه چشم دیگه نمیگم اااااااا الان من امتحان رو تموم کردم دارم نظر میدم ما هم زیست داشتیم متنفرم از زیست من که فقط فصل 6 7 8 رو خوندم بقیش هیچی حالا خسته نباشیییید

قاصدك

سلام.. كاش فقط گيره سر بود الان جا نماز و سجاده و دين و ايمامونم چيني شده..